نکته مهم اینکه روندی که این شرکت در راستای تعالی سازمانی در پیش گرفته می تواند به عنوان یک الگو برای شرکت های دیگر مورد استفاده قرار گیرد.شرکت معدنی و صنعتی گهرزمین به عنوان یکی از قطبهای استراتژیک استخراج و فرآوری آهن در ایران، به دلیل مقیاس بزرگ عملیات و پیچیدگیهای زنجیره تأمین، نیازمند یک رویکرد جامع به «تعالی سازمانی» است. تعالی سازمانی در یک شرکت معدنی به معنای عبور از مدیریت سنتی که فقط بر استخراج متمرکز است و حرکت به سمت مدیریتی است که پایداری، بهرهوری، رضایت ذینفعان و نوآوری را به طور همزمان دنبال میکند.تعالی سازمانی برای شرکت گهرزمین، یک «انتخاب» نیست بلکه یک «ضرورت» برای بقا در رقابتهای صنعتی است. تبدیل شدن به سازمان متعالی به این معناست که گهرزمین بتواند بیشترین مقدار ماده معدنی را با کمترین آسیب محیطی، پایینترین هزینه و بالاترین سطح ایمنی استخراج و فرآوری کند.
تعالی در عملیات و بهرهوری به معنای ایجاد یک فرهنگ سازمانی است که در آن هر فرد در هر سطح از سازمان، هر روز به دنبال راهی برای بهبود فرآیندها، کاهش اتلافها و افزایش کیفیت است. در سازمانهای متعالی، عملیات دیگر صرفاً «اجرای دستورات» نیست، بلکه یک «سیستم پویا برای بهبود مستمر» است.در مدیریت سنتی، اتلافها بخشی از هزینه تولید پذیرفته میشوند، اما در «تعالی عملیاتی»، هر چیزی که برای مشتری نهایی (یا هدف سازمان) ارزش ایجاد نکند، «اتلاف» است.در واقع تعالی در عملیات و بهرهوری در شرکت های بزرگی مانند گهر زمین یعنی «انجام درست کارها، در اولین مرتبه، با کمترین هزینه و در امنترین حالت ممکن، در حالی که هر روز به دنبال راهی برای بهتر کردن آن هستیم.»
برای تحلیل رویکردهای شرکت معدنی و صنعتی گهرزمین در مسیر تعالی سازمانی، باید به این نکته توجه داشت که شرکتهای بزرگ معدنی در ایران، بهویژه آنهایی که در زنجیره تأمین فولاد هستند، در سالهای اخیر از «مدیریت سنتی استخراج» به سمت «مدیریت استراتژیک صنعتی» حرکت کردهاند.رویکرد این شرکت تنها افزایش استخراج نیست، بلکه ارتقای کارخانه فرآوری برای تولید محصولاتی با عیار بالاتر است تا ارزش افزوده محصول نهایی افزایش یابد.از سوی دیگر تلاش برای بهینهسازی سیستمهای حمل و نقل داخلی (نوار نقالهها و ماشینآلات سنگین) برای جلوگیری از توقف تولید، که یکی از ارکان تعالی در بهرهوری است.استفاده از نرمافزارهای جامع برنامهریزی منابع سازمانی برای یکپارچهسازی بخشهای مالی، لجستیک، منابع انسانی و تولید. این کار باعث شفافیت در تصمیمگیری و کاهش بوروکراسی اداری میشود که این اتفاق در گهر زمین رخ داده است.
گهر زمین با سرمایهگذاری در زیرساختهای مناطق اطراف معدن باعث کاهش تنشهای اجتماعی و ایجاد پذیرش محلی میشود که در نهایت منجر به پایداری عملیات میگردد شده است.نکته مهم اینکه با توجه به ریسک بالای صنعت معدن، رویکرد گهرزمین بر تبدیل ایمنی به یک «فرهنگ» است تا نرخ حوادث کاهش یابد و بهرهوری انسانی افزایش یابد.نکته حائز اهمیت اینکه در صنعت معدنی و متالورژی، «دانش» یکی از حیاتیترین داراییهای سازمان است. در شرکتی مانند گهرزمین، دانش به دو دسته کلی دانش صریح به معنای دستورالعملها، نقشههای مهندسی، گزارشهای زمینشناسی و استانداردهای ISO که در اسناد ثبت شدهاند. و دانش ضمنی که تجربه، شهود و مهارتهای خاصی که اپراتورهای باسابقه یا مهندسان ارشد در طول سالها کسب کردهاند (مثلاً تشخیص کیفیت ماده معدنی با یک نگاه یا نحوه عیبیابی سریع یک دستگاه خاص).
بزرگترین ریسک گهرزمین، «خروج دانش» است؛ یعنی زمانی که یک متخصص بازنشسته میشود یا یک مهندس کلیدی سازمان را ترک میکند، بخشی از حافظه عملیاتی شرکت برای همیشه از بین میرود. برای جلوگیری از این اتفاق و رسیدن به تعالی، گهرزمین یک سیستم مدیریت دانش جامع را پیادهسازی کرده است.اگر گهرزمین سیستم مدیریت دانش را توسعه دهد، از یک سازمان «وابسته به افراد» به یک سازمان «وابسته به سیستم» تبدیل میشود. در این حالت، حتی با تغییر مدیران یا بازنشستگی متخصصان، «هوش سازمانی» شرکت حفظ شده و رشد آن متوقف نمیشود. شرکت معدنی و صنعتی گهرزمین بهعنوان یکی از بازیگران اثرگذار در صنعت معدن و صنایع معدنی، با تمرکز بر توانمندسازی سرمایه انسانی، توسعه قابلیتهای سازمانی، مدیریت دانش و نوآوری، همواره ارتقای سطح تعالی سازمانی و تحقق اهداف توسعه پایدار را در دستور کار خود قرار داده است.




