اهمیت مدیریت دادهمحور در بهبود بهرهوری، کاهش هزینهها، ارتقای شفافیت و کاهش ریسک باعث شده است که استفاده بهینه از دادههای برخط و سابقه، به یک ضرورت در سازمانهای پیشرو تبدیل شود. تحقق این رویکرد مستلزم نقشه راه هوشمندسازی، زیرساختهای سختافزاری و نرمافزاری توانمند و نیروهای متخصص است. تجربه شرکت فولاد خوزستان نشان میدهد که سرمایهگذاری نظاممند بر اتوماسیون و زیرساختهای داده میتواند زمینهساز تحول دیجیتال و بهبود معنادار در عملکرد تولید، مالی و مدیریتی شود و مسیر رشد آینده را بر مبنای توسعه هوشمند دادهها هموار کند.
در جهان امروز مفهوم مدیریت دادهمحور که یک الزام و شرط اساسی برای اجرای مدیریت هوشمند به شمار میآید معمولا به عنوان یک آلترناتیو در مقابل ساختارهای مدیریت سنتی مطرح میشود و در آن، تصمیمگیریهای استراتژیک مدیریتی براساس تفسیر و تحلیل هوشمندی از دادههای واقعی صورت میگیرد. باید در نظر داشت که در شکل صحیح پیادهسازی مدیریت دادهمحور، نقش تجارب شخصی و نگاهها نسبت به وضعیت موجود، به ویژه در مدیران باسابقه و باتجربه، نادیده گرفته نمیشود، بلکه در بخش یادگیری ماشین به تجربیات سامانه هوشمند افزوده میشود و به نسل بعدی منتقل می گردد. در چنین شرایطی، مزیتهای اصلی برنامه تحلیلی دادههای واقعی در بازه زمانی مشخص اثربخشی بیشتری خواهد داشت. اگرچه این پدیده اخیرا بسیار مورد توجه قرار گرفته است ولی قدمت هسته اولیه آن به پیش از قرن اخیر میرسد.
اهمیت موضوع مدیریت دادهمحور در تصمیمسازی و تصمیمگیری
امروزه نقش و اهمیت مدیریت دادهمحور در تصمیمات استراتژیک اجتنابناپذیر و غیرقابل انکار است و موفقیت مدیران جدید در گروه نهادینه کردن تصمیمات استراتژیک خود بر مبنای تحلیل داده در دنیای رقابت خواهد بود. طبعا اثرات این مسئله از جنبههای مختلفی شامل بهبود تصمیمگیری دقیق، افزایش بهرهوری، کاهش هزینه، پیشبینی آینده کسبوکار، افزایش شفافیت و کاهش ریسک قابل بررسی و مشهود خواهد بود. لازم به ذکر است که به طور کلی دادهها به دو بخش داده برخط و داده سابقه تقسیمبندی میشوند. در مدیریت دادهمحور لازم است که هر دو نوع اطلاعات در زمان و موقعیت مناسب خود استفاده شود تا بتوان به بهترین نتیجه دست یافت. با این حال، با توجه به اهمیت سرعت در تصمیمگیری، دادههای برخط، عامل اصلی در اتخاذ تصمیمات و واکنشهای مدیریت متناسب لحظهای به شمار میآیند و دارای اهمیت ویژهای هستند.
ارتباط میان اطلاعات و تصمیمگیریها
عمده تصمیمات نادرست مدیریتی نتیجه برداشت اطلاعات و دادههای نادرست از موضوع هستند و نیز میتوان گفت اطلاعات صحیح، تصمیمگیری درست و مناسب را ممکن و تسهیل میسازد. باید توجه داشت که در این خصوص اطلاعات و داده درست به تنهایی برای تصمیمگیری صحیح کافی نیست و اثر بخشی لازم را ندارد. بلکه بلافاصله بعد از این مرحله، به ویژه در شرایطی که با حجم بالای داده مواجه باشیم، نیازمند تحلیل اطلاعات و کشف روندها و الگوهای رفتاری داده خواهیم بود. مهمترین تاثیر این مسئله، کاهش اشتباهات ناشی از پیشفرضهای ناصحیح و افزایش سرعت تصمیمگیری در راستای حصول واکنش مناسب مدیریتی برای هر موضوع و جلوگیری از از دست رفتن فرصتها است.
پیشنیازها و الزامات مدیریت دانشمحور
چنان که گفته شد مدیریت دانشمحور امروز یکی از محورهای کلیدی در ساختارهای مدیریت و رهبری بنگاههای اقتصادی برشمرده میشود. با این حال باید توجه داشت که تحقق مدیریت دانشمحور پیشنیازها و الزامات خاصی را میطلبد. موضوع نخست، تدوین یک نقشه راه استراتژیک برای هوشمندسازی در مقیاس سازمان است، نقشه راهی که مورد مقبولیت و حمایت کامل از سوی مدیریت ارشد سازمان قرار گیرد. مسئله دیگری که اهمیت آن در مقایسه با موارد دیگر حتی بیشتر ارزیابی میشود، فراهم آوردن زیرساختهایی متناسب با نقشه راه سازمانی است. همچنین باید توجه داشت که تحقق مدیریت دادهمحور مستلزم بهرهمندی از ساختار و نیروهای انسانی متخصص و متناسب با نقشه راه است.
لازم به ذکر است برای تحقق مدیریت دانشمحور سختافزارهای مهم و خاصی مورد نیاز است. بهرهمندی از سرورهای مطمئن و امن برای پردازش دادهها از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. همچنین لازم است که ذخیرهسازهای پرقدرت و امنی در سازمان اسکان داده شوند. دسترسی به پهنای باند متناسب با حجم داده و پردازش موضوع دیگری است که باید حتما مورد توجه قرار گیرد. علاوه بر این، سازمان باید به زیرساختهای مناسب برای امنیت اطلاعات مجهز شود تا بتواند به شکل مطلوبی از سیستم خود محافظت کند. فراهم آوردن زیرساختهای نرمافزاری نیز، دیگر جنبه حائز اهمیت برای تحقق مدیریت دانشمحور است. یک سازمان برای حصول به این مهم، نیازمند نرمافزارهای لازم برای جمعآوری، طبقهبندی و مدیریت داده، نرمافزارهای تحلیل اطلاعات و داده، نرمافزارهای دادن پیشنهاد برای تصمیمسازی وتصمیمگیری و نرمافزارهای لازم برای پایش و اصلاح دادهها است.
مدیریت دادهمحور در شرکت فولاد خوزستان
شرکت فولاد خوزستان همواره به موضوع توسعه زیرساختهای تکنولوژی و اطلاعاتی به عنوان یک راهبرد محوری در برنامههای خود نگریسته است. البته با توجه به این مسئله که حاکمیت داده در هر شرکت فولادی از مسیر اتوماسیون صنعتی عبور میکند، میتوان گفت که شرکت فولاد خوزستان از حدود ۲۰ سال پیش اقدام به ارتقای اتوماسیون صنعتی و اداری کرده و فرآیندهای تولید خود را با اتوماسیون سطح ۲ و ۳ به کنترل در آورده است. به همین خاطر با ورود کشور به بحث حاکمیت داده و هوشمندسازی، شرکت فولاد خوزستان توانست از این امکانات موجود بهره ببرد و به سرعت در مسیر تحول دیجیتال گام بردارد.
شرکت فولاد خوزستان بعد از سال ۱۴۰۰ با تکمیل زیرساختهای داده از طریق اجرای پروژههای زیرساخت و همچنین اجرای پروژههای متعدد هوشمندسازی در واحدهای مختلف توانسته است دستاوردهای متعددی را به ثبت برساند. به عنوان مثال برای این موضوع میتوان به اقداماتی نظیر اجرای فاز اول هوشمندسازی در واحدهای احیای مستقیم و اجرای داشبوردهای مدیریتی برخط برای کنترل فرآیندهای مدیریتی در واحدهای فولادسازی، مدیریت انرژی و احیا اشاره کرد. اقداماتی که نتایج آنها از چندین جنبه قابل ارزیابی و مطالعه هستند و اثرات مهمی را در سرعت و کیفیت تصمیمگیری در شرکت فولاد خوزستان داشتهاند. بهبود در فرایندها و برنامهریزی تولید، افزایش راندمان و کارآمدی واحدهای مختلف، ارتقای شاخصهای مالی و سودآوری، بهبود سطوح شفافیت، ارتقای کارآمدی فرآیندهای تولیدی و نیروهای انسانی و نیز افزایش سطح ایمنی در قسمتهای مختلف از جمله دستاوردهایی هستند که در سایه این اقدامات و با تکیه بر جمعآوری داده و مدیریت آنها حاصل شده است. البته باید در نظر داشت که هوشمندسازی از طریق حاکمیت داده یک مقصد نیست، بلکه یک مسیر است که تا بینهایت ادامه دارد و هر روز که دادههای جدید متولد میشود بر عمق و دقت و کیفیت آن اضافه خواهد شد.
- نویسنده : سیدرضا هاشمیزاده، معاون فناوری شرکت فولاد خوزستان




